افسردگی عوارض خطرناكی دارد. در بدترین حالت شاید بیمار را به سمت خودكشی سوق دهد، اما حتی اگر آنقدر شدید نباشد كه میل به خودكشی را دربیمارتقویت كند، به هر حال روال عادی زندگی‌تان را مختل می‌كند، افت می‌كنید، شكست می‌خورید، پرخاشگر می‌شوید و از همه مهم‌تر این كه دیگر از زندگی‌تان لذت نمی‌برید و این حس ناخوشایند را به خانواده‌تان هم تزریق می‌كنید.

تا به حال با خانواده‌هایی كه یك عضو افسرده دارند و نتوانسته‌اند بموقع شرایط را مدیریت كنند برخورد كرده‌اید؟ این خانواده‌ها سالم نمی‌مانند. افسردگی ویروس ندارد، اما به دیگران سرایت می‌كند. به همین دلیل است كه با گذشت زمان اگر فرد افسرده درمان نشود، همه اعضای خانواده را بیمار می‌كند، چون زندگی هریك از اعضای یك خانواده، همیشه وابسته به دیگری است و هر عضو از دیگری تاثیر می‌پذیرد و اثری هم بر او می‌گذارد. برای مثال خانواده‌ای با مادری افسرده را تصور كنید.

مادر این خانواده، حوصله ندارد به خودش برسد، در ارتباط برقرار كردن با پدر خانواده مشكل دارد، بچه‌ها خسته‌اش می‌كنند، علاقه‌ای به تماشای تلویزیون، گوش كردن به رادیو، مهمانی رفتن، مهمانی گرفتن، ورزش كردن یا پیك‌نیك رفتن ندارد، پس همه این فعالیت‌ها را از اعضای خانواده هم دریغ می‌كند. زیاد درگیر می‌شود. زیاد جر و بحث می‌كند. زیاد گریه می‌كند و زیاد غر می‌زند.

حتما می‌دانید كه اولین الگوی كودكان در شكل‌گیری رفتارهایشان، والدین هستند. از بچه‌های این خانواده چه انتظاری می‌شود داشت؟ الگوی رفتاری آنها مادری افسرده است و بنابراین اگر بدرستی هدایت نشوند آنها هم به نسخه‌های شبیه به او تبدیل می‌شوند.

پدر خانواده هم اگر از ماهیت بیماری افسردگی آگاه نباشد پس از مدتی به احساس نارضایتی از زندگی می‌رسد، چون شریكش انتظاراتی را كه او از زندگی مشترك دارد تامین نمی‌كند. به این ترتیب او هم در سراشیبی افسردگی می‌افتد و كم و بیش دچارش می‌شود و شاید هم تصمیم بگیرد عدم‌رضایتش را از زندگی مشترك، از راه‌های دیگری جبران كند كه البته بیشتر این راه‌ها، به زندگی خانوادگی‌اش صدمه می‌زند.

اگر افسردگی را در مراحل نخست آن تشخیص دهید آسان‌تر می‌توانید درمانش كنید و حتی شاید نیازی به روان‌شناس، روانپزشك و دارو پیدا نكنید. تشخیص افسردگی سخت نیست. وقتی غم نرفتنی شود یعنی دچار افسردگی شده‌اید، اما اگر نشانه‌های بیشتری برای تشخیص این اختلال می‌خواهید به این پرسش‌ها پاسخ دهید؛ هر پاسخ مثبت شما را یك قدم بیشتر به افسردگی نزدیك می‌كند.

البته به این نكته هم باید توجه داشته باشید كه حتی اگر پاسخ شما به بیشتر این پرسش‌ها مثبت باشد نباید سریع نتیجه‌گیری كنید یا دست به درمان‌های دارویی سرخود بزنید، فقط كافی است با یك روان‌شناس درباره شرایط خود صحبت كنید.

.... و اما پرسش‌های تشخیص افسردگی:

ـ اغلب بغض دارید یا گریه می‌كنید؟

ـ از خوشی‌هایی كه پیشتر لذت می‌بردید لذت نمی‌برید؟

ـ‌ دیر و دشوار لبخند می‌زنید؟

ـ احساس می‌كنید بی‌ارزش هستید؟

ـ روال اندیشیدن‌تان منقطع و آشفته شده است، یعنی نمی‌توانید خط سیری مشخص را هنگام فكر كردن به چیزی دنبال كنید، به عبارت دیگر احساس می‌كنید فكرهایتان بهم ریخته است و نمی‌توانید تمركز كنید؟

ـ‌ به‌سختی چیزی را به‌خاطر می‌سپرید؟

ـ از آینده ناامید هستید، درمانده‌اید و معتقدید زندگی‌تان بی‌معنا شده است؟

ـ گاهی به خودكشی فكر می‌كنید؟

ـ بیشتر وقت روزتان را به مرگ می‌اندیشید؟

ـ دچار كم‌خوابی یا پرخوابی شده‌اید؟

ـ دائما خودتان را سرزنش می‌كنید؟

ـ دیگر تحمل روبه‌رو شدن با مسائل و مشكلات را ندارید؟

ـ‌ زیاد فعالیت نمی‌كنید، اما همیشه خسته هستید؟

ـ احساس رخوت و سستی شدید دارید؟

ـ‌ حركات‌تان كند و سخت شده است و نمی‌توانید سریع و بموقع عمل كنید؟

ـ در روابطتان با دوستان و اعضای خانواده بخصوص همسرتان مشكل دارید؟

ـ حمام رفتن، رسیدن به سر و وضع‌تان، خوشپوشی، مرتب كردن خانه و زیبایی محیط زندگی برایتان بی‌اهمیت شده است؟

ـ در روابط جنسی با همسرتان مشكل دارید؟

ـ كم‌خور یا پرخور شده‌اید؟

ـ‌ وزن‌تان حساب و كتاب ندارد و به سرعت كم و زیاد می‌شود؟

ـ علاقه‌ای به ظاهر شدن در جمع و فعالیت‌های اجتماعی ندارید؟

ـ دیگر نمی‌توانید مسئولیت‌ها و وظایفی را كه به شما محول می‌شود، به شكلی مطلوب انجام دهید؟

ـ سریع و آسان از كوره در می‌روید؟

ـ اهدافتان در نظرتان رنگ باخته است؟

ـ‌ از زندگی ناراضی هستید؟

ـ اگر خانم هستید، با مشكل قاعدگی‌های نامنظم مواجه شده‌اید؟

ـ‌ دردهای جسمی وحشتناك و شدیدی دارید كه وقتی به پزشك‌های عادی مراجعه می‌كنید نمی‌توانند علت فیزیكی برای آنها پیدا كنند؟

منبع: جام جم