قبلاً چنین تصور می شد كه زنان در طول بارداری به اختلالات روانپزشكـی دچار نمـی شوند . . تحقیقـات نشان داد كه در اولین ماه بعد از زایمان، زنان در معرض بالاترین احتمال برای افسردگی و بستری شدن در بیمارستان قرار دارند .استرس هایی كه گریبان گیر مادران بـی تجربه پس از زایمـان مـی شود، زیاد است و شامل اختلال در فعالیت های معمول زندگی، بی خوابـی، كاهش استقـلال فردی، منزوی شدن و تغییر محیط شغلی است.  افسردگی پس از زایمان اختلالی جدی است كه نه تنها برای مادر، بلكه برای همسر و فرزندان او زجرآور است .نگرانی برخی از زنان باردار در خصوص ابتـلای به این بیماری از سویـی و عدم پیشگیری و درمان این اختلال در برخی از مادران از سوی دیگر بر اهمیت این مسئله افزوده است.


افسردگـی پس از زایمـان یك اختـلال كوتاه مدت نبوده و گاه برای مدت یكسال یا بیشتر به طول مـی انجامد و مـی تواند تأثیر طولانی مدتی بر تعادل روانی، رفتاری و شناختـی فرزند داشته باشد .

زنان مبتلا به افسردگـی پس از زایمان غالباً اختلال در خلق، كاهش عاقلانه به فعالیت ها، خستگی، تغییر اشتها، اعتماد نفس پایین، دشواری در تمركـز، وقفه سایكـو موتـور یا آژیتاسیـون، حملات وحشت زدگی، گریه های طولانـی خود به خودی، عدم علاقه به نوزاد و بی خوابی دارند. احتمال خودكشی یا كشتن نوزاد در این اختـلال وجـود دارد. شیـوع ایـن اختـلال در سال هـای مختلف از ۱۵-۱۰ درصد تا ۳۳ درصد متفاوت بوده است (۷،۶). در سبب شناسی این اختـلال، چندیـن عامـل ذكـر شـده اسـت. برخـی عـلل بیولوژیـك از قبیـل پروژستـرون (۹،۸)، كاهـش استرادیول (۱۱،۱۰)، كاهـش تریپتوفـان، كاهـش TSH و تغییـرات پرولاكتین (۱۲،۱۰) را مطـرح كرده اند.

برخی محققین روانی، اجتماعـی را به عنوان علل مستعد كننده عنوان نموده اند، برخی ضعف ارتباطات زناشویی را زمینه ساز افسردگی پس از زایمان دانسته اند. عـدهای عامـل فقدان حمـایت اجتماعـی و افسردگی پیش از زایمان را مطـرح نموده انـد. همچنین برخـی عوامـل استـرسزای مربوط به شیرخوار را با افسردگی پس از زایمان مرتبط دانسته و بالاخره عـدهای استعداد استرس برای افسردگی پس از زایمان را عنوان نموده- اند .در خصوص شناسائی علل، شیوههای پیشگـیری و درمان افسردگـی پس از زایمـان، تحقیقات گستردهای صورت گرفته است.


فورمن (Forman) عوامـل خطر این اختلال را درماندگـی روانشناختـی در اواخـر بارداری، انزوای اجتماعـی ادراك شده در طـول بارداری، سكون بالا و سابقه اختلال روانپزشكـی پیش از بارداری دانستـه اسـت . چاآیـا (Chaaya) فقدان حمایت اجتماعی، افسردگی پیش از تولد، حـوادث استرس زای زندگـی، افسردگـی مادام العمر، زایمان طبیعـی، تحصیلات پایین، بیكاری و بیماری مزمن را در ارتباط با افسردگی دانسته است . بوید (Boyd) و همكاران نیز بر اهمیت حمایت روانـی، اجتماعـی در دوران بـارداری و پس از زایمـان تأكـید نموده انـد . لوملـی و آستیـن (Lvmley, Austio) تأثیر حمایت عملی قبل از زایمان را بر افسردگـی پس از زایمان در حد انـدك دانستـه اند . خوبیـاری اهـمیت جنسیت كودك از نظر مادر و تعداد فرزندان را به عنوان عوامل مرتبط با شیوع افسردگی پس از زایمـان ذكر نموده است  خدا دوستـان نیز حمایت اجتماعـی، روابـط با همسر، افسردگـی پیش از زایمـان، حوادث استـرس زای زندگـی، میزان تحصیلات، اشتغال و حاملگی ناخواسته را متغیرهای مرتبط با افسردگی پس از زایمان دانسته است .

از آنجا كه حمـایت شوهر به عنوان شخـص كلیـدی در زندگی همسر اهمیت زیـادی دارد و می تواند برحالات خلقی همسر اثر بگذارد، این تحقیق بر آن است تا فرضیه های زیر را بررسی كند.
الف) حمایت اجتماعی شوهران افسردگی پـس از زایمـان همـسران كاهـش مـی دهد.
ب) افسردگـی پس از زایمان با عوامـل دموگـرافیك (سن زوج و زوجـه، تحصیـلات زوج و زوجه، نوع خـانواده، محـل سكـونت، میزان در آمـد و تعداد فرزندان) رابطه دارد.


● مواد و روش ها:
این پژوهش یك مطالعه تجربی است. جامعه آماری كلیه زنان باردار هفت ماهه مراجعه كننده به درمانگاه ها و مطب متخصصین زنان و زایمان شهر اصفهان در سال ۱۳۸۲ بودند. نمونه آماری ۶۰ زن بـاردار هفت ماهـه بودند كه به صـورت تصادفی ساده از بین جامعه آماری انتخاب شدند و به صـورت تصادفـی در دو گـروه آزمایش و كنترل (هر گروه ۳۰ نفر) جایگزین گردیدند. ابتدا میزان افسردگی در هر دو گروه با پرسشنامه بك مـورد سنجش قـرار گـرفت. متغیـر مستقـل این تحقیق حمایت اجتماعـی شوهران بود. حمایت اجتماعـی از طریق نوار و جزوه آموزشی طی ۲ جلسه به شوهـران در ماه هفتم بارداری آموزش داده شد در طـی جلسه و در آن ویژگـی دوران بارداری، تغییرات و مشكلات ایجاد شده در این دوران، نگرانی ها و ترس هـای دوران بارداری و انواع حمایت هایی كه یك شوهر می تواند در این دوران به همسـرش ارائه نماید، اعم از حمـایت
لفظی، عملی، عاطفی، اجتماعی، شناختی، مذهبی و مالـی برای آزمودنی هـای گروه آزمایش ارائـه گردید. سه ماه پس از زایمان افسردگی در هر دو گروه سنجیـده شد و مقـایسه گـردید. آمـوزش توسط پژوهشگر انجام گردید.


متغیـر وابستـه افسردگـی بـود كه به وسیلـه پرسشنامه افسردگی ۲۱ سؤالی بك سنجیده شد. روایـی پرسشنامـه از طریق همبستگـی نمـرات پرسشنامه با معیارهـای تشخیصی متخصصین به دست آمده است (۶۷ درصد =R). پاپائی پرسشنامه از طریق بازآزمایی و دو نیمه كردن محاسبه شد. ضریب پاپائی ۹/۰ محاسبه گردید. در این تحقیق از آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف استاندارد و تحلیل كواریانس استفاده شده و كلیه عملیات آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است.


● نتایج:
نتایج این پژوهش در جدول شماره ۱ (تحلیل كواریانس نمرات پس آزمون افسردگی در گروه آزمایش پس از تعدیل متغیرها) و جدول شماره ۲ (مقایسه میانگین افسردگی قبل و بعد از آموزش حمایت اجتماعـی در گروه آزمـایش) ارائه شده است.
▪ جدول شماره ۱: تحلیل كواریانس نمرات پس آزمون افسردگی در گروه آزمایش پس از تعدیل متغیرها
توان/ آزمون/ مجذور اتا/ سطح معنادار بودن/ F/ SS /منبع تغییرات
۲۸۱/۰ /۰۴۰/۰ /۱۶۶/۰ /۹۸۲ /۱ ۳۳ /۴۹ /سن زوج
۲۵۱/۰ /۰۳۵/۰ /۱۹۵/۰ /۷۳۱/۱ /۰۸/۴۳/ سن زوجه
ادامه جدول شماره ۱:
توان /آزمون /مجذور اتا /سطح معنادار بودن /F/ SS /منبع تغییرات
۰۷۹/۰ /۰۰۵/۰ /۶۱۱/۰ / ۱۶۰/۰ /۵۳/۶ /تحصیلات زوج
۰۶۸/۰ / ۰۰۳/۰ /۶۹۱/۰ / ۱۶۰/۰ /۹۷/۳ /تحصیلات زوجه
۲۱۸/۰ /۰۲۹/۰ / ۲۳۵/۰ / ۴۴۷/۱ /۱/۳۶ /دفعات بارداری
۱۴۱/۰ / ۰۱۶/۰ / ۳۷۷/۰ / ۷۹۶/۰ / ۸۱/۱۹ /تعداد فرزندان
۰۹۸/۰ / ۰۰۹/۰ / ۵۱۸/۰ / ۴۲۴/۰ / ۵۵/۱۰ /میزان در آمد
۰۸۰/۰ / ۰۰۶/۰ / ۶۰۵/۰ / ۲۷۰/۰ /۷۳/۶ /نوع خانواده
۱۰۱/۰ / ۰۰۹/۰ / ۵۰۵/۰ / ۴۵۰/۰ / ۷۲/۱۸ /محل سكونت
۹۹۸/۰ / ۳۳۸/۰ /۰۰۰/۰ / ۴۶۶/۲۴ ۱/۶۰۹/ / گروه آزمایش
▪ جدول شماره ۲: مقایسه میانگین افسردگی قبل و بعد از آموزش حمایت اجتماعی در گروه آزمایش
P t وابسته /انحراف /معیار /میانگین/ گروه آزمایشی
۰۰۱/۰ /۲۴/۳/ ۲۹/۷/ ۶/۱۰ /پیش آزمون
۹۹/۶ /۹۶/۷ /پس آزمون


یافته هـا در جـداول ۱ و ۲ نشان مـی دهد كه تفاوت میانگین افسردگی در پیش آزمون و پیش آزمون در سطح ۰۰۱/۰P< معنادار است و میزان افسردگـی گروه آزمـایش در پس آزمـون بسیار كمتر پیش آزمـون بوده است. F گروه آزمـایش در جدول شماره ۱ حاكی از تأثیر متغیر مستقـل اسـت (۰۰۰/۰P<). بنابـراین فـرضیه اول تأییـد
مـی شود. نتـایج جـدول ۱ همـچنین بیانگـر این است كه عوامل دموگرافیـك (سن، تحصیـلات، دفعـات بارداری، تعـداد فرزندان، میـزان درآمد، نوع خانواده) ارتباط معنا داری با افسردگـی پس از زایمان ندارد بنابراین فرضیه دوم رد می شود.


● بحث:
نتایج تحلیل كواریـانس نشان داد كه تفـاوت بین میانگین نمره افسردگـی گروه كنترل و گروه آزمـایش در پس آزمون، معنـادار بوده است و افسردگـی گروه آزمـایش كـمتر شده است. این نتیجه با یافته های خدا دوستان ، فورمن چاآیا ، بوید، پیرسون و بلهار  و لوملی و آستین  همسو است. نتایج این تحقیقهـا نشان دهنده این بوده است كه حمایت اجتماعی اطرافیـان در دوران بـارداری و پـس از زایمـان برای زنان اهمیت دارد. در واقع ارزش و اعتباری كه اطرافیـان و به ویژه شوهـران با حمایت خود برای زنان باردارشان قایل می شوند، امید و آرزو را در دل آنـان زنده مـی كند و زمان بیشتـری را برای احساس آرامش و مقایسه تجربیات خود با سایر زنان و لـذت بردن از این تجربه در اختیار مادران قرار مـی دهد. این حمایت ها سبب جلب توجه مادران به جنبه هـای مثبت تولد نوزاد شده و احتمـال تأثیر تغییرات هورمونـی و بیولوژیك بر وضـعیت روانی ایشـان را كاهش مـی دهد.


از سوی دیگر حمایت از تازه مادران سبب آرامش خانواده، رضـایت خاطـر سایر فرزنـدان و رشد جسمـی و تكامل روانـی مناسب نوزاد می شود. در واقع حمـایت اجتماعی از سوی اطرافیـان و به ویژه شوهـران افسردگـی پس از زایمـان در زنان را كاهش داده و سبب سـلامت خانواده و كاهش هزینه هـای چشمگیر درمان این اختـلال می شود.
تفاوت میانگین افسردگـی در گروه آزمایش، نشـان داده است كه حمایت اجتماعـی همسران باعث كاهش شدت افسردگـی در گروه آزمایش شـده است. چاآیا  این مطلـب را در نتـایج تحقیقـات خود تصریـح نموده است. این مسئله گویـای اهمیت حمایت اجتماعـی، شوهـران در پیشگیری و درمان افسردگـی در زنانی است كه از زمـان بـارداری به این اختـلال مبتـلا شـده و معمولاً پس از زایمان شدت می گیرد.


نتایـج نشان داد كه بین عوامـل دموگـرافیك یعنـی سـن زوج و زوجـه، تحصیـلات زوج و زوجه، دفعـات بارداری، تعـداد فرزندان، میـزان درآمد، نوع خانواده و محل سكونت با افسردگی پس از زایمان رابطه ای وجود ندارد. این در حالی است كه تحقیقـات خدا دوستـان و چـاآیا  با این نتیجه تفاوت داشته و گویای ارتباط میزان تحصیلات و سن با افسردگی پس از زایمان بوده است. علت این تفاوت را می توان در توجه كمتر مادران به مسائل بیرونی، در دوران بارداری جستجـو كرد. تحقیقـات در زمینه سایر عوامـل مؤثر بر افسردگی پس از زایمان مانند آغاز زندگی مشترك توأم با عشق و عـلاقه یا جنسیت فرزند نیز مـی تواند صورت گـیرد. آموزش شیوه هـای حمایتـی شوهـران بـرای همسـران باردارشـان مـی تواند به صـورت رسمـی و سازمان یافتـه و حتی قبل از بارداری انجام گیرد.


آمـوزش ویـژه برای دانشجویـان رشته هـای مامایـی، كودكیـاری و پرستـاری در خصـوص آموزش شیوه های مناسب حمایت اجتماعی در دوران بارداری، حین زایمان و پس از زایمان و حتی دوره های كارورزی می تواند باعث كاهش افسردگـی زنان در دوران بارداری و پـس از آن شود.  
 
منبع: میگنا