پیش از تشخیص افسرده‌خویی، باید آزمایش‌های پزشکی کاملی صورت گیرد تا مشخص شود که نشانه‌های بیماری‌های دیگری با افسرده‌خویی اشتباه گرفته نشده باشد. بسیاری از دارو درمانی‌های طولانی مدّت (مثل کورتیکواستروئید) یا بیماری‌های مزمن (مثل کم کاری تیروئید و کم‌خونی) می‌توانند باعث به وجود آمدن نشانه‌های مشابهی با افسرده‌خویی گردند.

تشخیص افسرده‌خویی با ارزیابی سلامت روانی که توسط یک پزشک یا یک متخصص سلامت روان صورت می‌گیرد آغاز می‌شود. این ارزیابی شامل به دست آوردن تاریخچه کامل نشانه‌ها (زمان شروع، طول مدّت ماندگاری و میزان شدّت آن) است. همچنین باید مشخص شود که آیا بیمار این نشانه‌ها را قبلاً نیز داشته است یا نه و در صورتی که داشته، درمان شده است یا نه. پزشک همچنین اطلاعاتی راجع به مصرف الکل و دارو توسط بیمار جمع‌آوری می‌کند و این که سایر اعضای خانواده او دچار انواع افسردگی، نظیر افسرده‌خویی یا افسردگی عمده، بوده‌اند یا نه. اگر سابقه افسردگی در هر یک از اعضای خانواده بیمار وجود داشته باشد، روش و اثربخشی درمان باید گزارش شود.

معیارهای خاصی برای تشخیص افسرده‌خویی وجود دارد که عبارتند از:

  • کیفیت و طول دوره تغییر حال. بالغین باید در اغلب اوقات شبانه‌روز، در اغلب روزها و حداقل به مدّت دو سال دچار حالت افسردگی باشند. کودکان و نوجوانان نیز باید در اغلب اوقات شبانه‌روز، در اغلب روزها و حداقل به مدّت یک سال دچار افسردگی و زودرنجی و تحریک‌پذیری باشند.
  • نشانه‌ها. دو مجموعه جداگانه ولی دارای همپوشانی از نشانه‌ها از سوی پزشکان و متخصصان سلامت روان ممکن است به کار گرفته شود. به طور کلّی، بیماران باید دو یا بیشتر از نشانه‌های زیر را در طول مدتی که حال و وضع روانی‌شان تغییر می‌کند داشته باشند:
    • ناامیدی
    • تغیر چشمگیر اشتها
    • کم‌خوابی یا پرخوابی
    • خستگی
    • کاهش اعتماد به نفس
    • بی‌تصمیمی یا مشکل در تمرکز
    • زودرنجی یا خشم فزاینده
    • بدبینی
    • بی‌علاقگی به انجام فعالیت‌هایی که قبلاً خوشایند بودند
    • کناره‌گیری اجتماعی
    • احساس گناه نسبت به گذشته
    • کاهش فعالیت، اثربخشی و عملکرد
  • سازگاری. نشانه‌ها نباید برای بیش از دو ماه متوالی در یک دوره دو ساله در بالغین و یک ساله در کودکان و نوجوانان، غیبت داشته باشند.
  • اختلال. نشانه‌ها باید آنقدر جدّی باشند که حداقل باعث اختلال ضعیفی در عملکرد کاری، تحصیلی یا اجتماعی شده باشند.

تشخیص افسرده‌خویی تنها هنگامی داده می‌شود که تشخیص اختلالات روانی دیگری مثل افسردگی عمده یا اختلال دو قطبی برای بیمار داده نشده باشد. البته شرایط خاصی وجود دارد که ممکن است افسرده‌خویی و افسردگی عمده با هم وجود داشته باشند (افسردگی مضاعف). برای مثال، بسیاری از بیمارانی که دچار افسرده‌خویی هستند نهایتاً به افسردگی عمده مبتلا می‌گردند و برعکس. برای تشخیص قطعی، باید نشانه‌ها مربوط به شرایط جسمی بیمار یا در نتیجه استفاده از دارو نباشند.

سن آغاز بیماری در انتخاب روش درمانی مؤثر است. بیمارانی که پیش از 20 سالگی دچار افسرده‌خویی شده باشند به احتمال زیاد سرانجام در آینده به افسردگی عمده مبتلا خواهند شد.

منبع: بانک مقالات روان شناسی و مشاوره