جنس: در مشاهدات بین المللی، بدون ارتباط با كشور تحت مطالعه، افسردگی یك قطبی را در زن ها دوبار شایعتر از مردها نشان داده است. هرچند علل این اختلال معلوم نیست، پژوهشها به روشی نشان داده اند كه آنرا می توان به روشهای تشخیصی تعصب آمیز ارتباط داد. علل این تفاوت ممكن است در استرسهای متفاوت، زایمان، درماندگی آموخته شده و آثار هورمونی نهفته باشد.

 بر عكس اختلال افسردگی اساسی در اختلال دو قطبی I در شیوع بیماری در زن و مرد تقریباً برابر است.

 سن: بطور كلی، شروع اختلال دو قطبی I زودتر از اختلال افسردگی اساسی است. حدود سن شروع اختلال دو قطبی از كودكی (حدود 6-5) سالگی تا 50 سالگی حتی ندرتاً بالاتر، با میانگین 30 سالگی گسترده است. سن متوسط شروع اختلال افسردگی اساسی حدود 40 سالگی است و در 50% بیماران سن شروع بین 50-30 سالگی است. اختلال افسردگی اساسی هم ممكن است در كودكی یا سالمندی شروع شود، هرچند ندرتاً چنین است. بعضی از داده های همه گیرشناختی جدید حاكی است كه میزان بروز اختلال افسردگی اساسی احتمالاً در افراد زیر 20 سال در حال نزولی است.

 نژاد: شیوع اختلالات خلقی از نژادی به نژاد دیگر متفاوت نیست و متخصصین میل دارند اختلالات خلقی را در كسانی كه زمینه فرهنگی و نژادی متفاوتی دارند، كمتر از معمول و اسكیزوفرنی را بیشتر از معمول تشخیص دهند. مثلاً روان پزشكان سفیدپوست، در تشخیص اختلالهای خلقی در سیاه پوستان و اسپانیائی بارها تردید بیشتری به خرج داده و آنرا كمتر از معمول تشخیص می دهند.

 وضع تأهل: افسردگی یك قطبی كه فاقد رابطه بین فردی نزدیك هستند یا از همسر خود طلاق گرفته و یا متأهل دیده شود و این اختلال نشان دهنده شروع زود رس و ناهماهنگی زناشویی حاصل از آن است كه از خصوصیات این اختلال شمرده می شود.

 ملاحظات اجتماعی و فرهنگی: رابطهای بین طبقه اجتماعی و افسردگی یك قطبی وجود ندارد و مهاجرتهای اخیر ممكن است رابطه مستقیم با افسردگی یك قطبی داشته باشد. اختلال دو قطبی ظاهراً میزان بروز بالاتری در طبقات اجتماعی اقتصادی بالاتر نشان می دهد كه احتمالاً به دلیل تعصبهای تشخیصی است. اختلال دو قطبی در افرادی كه تحصیلات دانشگاهی ندارند شایعتر از كسانی است كه از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند كه احتمالاً نشان دهنده شروع نسبتاً زودتر اختلال است.

 سبب شناسی افسردگی: اساس سببی اختلالات خلقی ناشناخته است. عوامل و تلاشهای بسیاری برای شناخت علت زیست شناختی یا روانی- اجتماعی اختلالات خلقی را احتمالاً نا همگونی جمعیت بیمار، كه با سیستم های تشخیصی بالینی موجود، از جمله DSM-IV تعیین می شودن سد كرده است. عوامل سببی را می توان به عوامل زیست شناختی، عوامل ژنتیك، عوامل روانی- اجتماعی تقسیم كرد.

منبع: روان شناسی و اضطراب