نظریه «شناخت درمانگری» براین فرض مبتنی است كه پردازش اطلاعات در بقای هر موجود زنده نقشی ضروری دارد. اگر ما وسیله أی كارآمد برای كسب اطلاعات از محیط، تجزیه و تحلیل آن اطلاعات و تدوین یك طرح عملی براساس این تجزیه و تحلیل نداشته باشیم، خیلی زود می میریم یا كشته می شویم. در شرایط مختلف آسیب پذیری همانند اختلالات اضطرابی، اختلالات افسردگی حالات پارانوپیدی، روان آزردگی های وسواسی و دیگر موقعیتها، نوعی «تورش» مشخص نقش اصلی را ایفا می كند. بنابراین فردی كه به طور انتخابی به شكست و محرومیت و ناكامی فكر می كند، احتمالاً بایستی افسرده باشد. مثلاً ممكن است فرد باور داشته باشد كه هر فقدان جزئی و ناچیز بیانگر محرومیت بزرگی است و بنابراین در مقابل هر كمبود مختصر به گونهای مصیبت بار واكنش نشان دهد. (بك 1989).و نترسیدم از مرگ، مرگ پایان كبوتر نیست مرگ مسئول قشنگی پر شاپرك است.

منبع: روان شناسی اضطراب