برایان همه چیز داشت ، والدین دلسوز، برادری مهربان و خانه‌ای گرم و راحت‌ نزدیک بوستون ولی با این همه احساس ناامیدی تمام وجود این دختر چهارده ساله را فرا گرفته بود.
می گفت:«این حس مانند ابری همه جا به دنبال من است و نمی توانم خود را از آن خلاص کنم.»
او کم کم به طور تفننی به مواد مخدر رو آورد. به جرم دزدی از فروشگاه دستگیر شد . در حالی که ابرهای ناامیدی ذهنش را فرا گرفته بود فکر می کرد دیگر هیچگاه نور را نخواهد دید تمام
۷۴ قرص مسکنی را که در منزل بود یک جا بلعید او فقط ۱۴ سال داست

 ولی در آروزی مرگ بود. کف اتاق افتاده بود که لیندا مادرش سر رسید و به سرعت او را به بیمارستان برد. لیندا خود را قانع کرده بود که این کار دخترش انگیزه ای گذرا داشته و دیگر تکرار نخواهد شد ولی آلن ، پدر برایان می دانست که بیماری روانی یک مشکل پنهان است که به زودی آشکار خواهد شد. تجربه داشتن برادر و پسر عموی شیزوفرنیک که بالاخره دست به خودکشی زده بودند. آلن را برآن داشت که موضوع را پی گیری کند . برایان تحت معالجه قرار گرفت. پس از چهار سال معالجه مداوم و مصرف داروهای ضد افسردگی به حال عادی بازگشت . اکنون برایان جزو دانشجویان ممتاز دانشگاه جیمز مدیسون است و باعث افتخار والدین خود شده است.


ادامه مطلب